سيد جعفر سجادى

1586

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

تركيب حروف خاص كلماتى را اداء كند و بواسطهء مقطع دهان بيان كند و ايجاد سخن نمايد و بعبارت ديگر خروج صوت است از مقطع دهن و حادث بوده و احتياج بعضو مخصوص دارد . از اين جهت متكلمان و فلاسفهء اسلام سعى و كوشش كرده‌اند براى حل آن راهى بيابند و خلاصه سخن آنها اينكه كلام حق عبارت از موجودات جهان است كه همه حكايت از وجود حق تعالى دارند و باز به اين معنى است كه ذات حق اگر بخواهد افاضه جود مىكند و اگر نخواهد امساك جود كند . ( از اسفار ج 1 ص 163 - ج 3 ص 97 - رجوع شود به اخوان ج 3 ص 125 ) . در معتقد الاماميه آمده است كه اماميه اعتقاد دارند كه خداى تعالى متكلم است ، و دليل بر اين اجماع انبيا و رسل است ، و متكلمى خداى را از صفات جلال و كمال است ، و ضد اين نقص است ، و نقص بر خداى تعالى روا نيست . و كلام حروف و اصوات است ، و صوت را از محل چاره نيست ، پس كلام را از محل چاره نباشد ، و خداى تعالى محل نيست ، پس محل كلام او غبر او باشد . و آن غير متكلم نباشد ، زيرا كه متكلم آن بود كه بحسب قصد و دواعى كلام از وى صادر شود ، و آن كلام بحسب قصد و دواعى خداست ، پس متكلم وى باشد . و اعتقاد كرده‌اند كه كلام خداى تعالى محدث است ، از براى آنكه حروف و اصوات است ، و صوت از قبيل محدثان است ، پس نشايد كه قديم باشد . ديگر آنكه : وجود هر حرفى موقوف است بر انقضاء و انتفاء ديگرى و هر چه چنين بود محدث بود . اگر گويند كه قرآن آنست كه قائم است بذات بارى تعالى ، و ذات بارى قديم است ، پس قرآن قديم بود . جواب گويند كه : قرآن آنست كه مقروء است ، و آنچه قائم است بذات بارى تعالى مقروء نيست ، پس قرآن نباشد . و نيز قرآن ، و كلام آنست كه مسموع است ، و آنچه مسموع نباشد كلام نباشد ، پس آنچه قائم باشد بذات بارى كلام نباشد . و ديگر : متكلم فاعل كلام است ، و فعل محدث است ، پس كلام نيز محدث باشد . و الله اعلم . ( رجوع به معتقد الاماميه ص 40 ، 41 ) - و نام علم كلام است چون تفكر كلامى و متكلمان اسلامى اساسىترين نقش را در طول تاريخ مدنيت اسلامى داشته‌اند بطور خلاصه جريان سير علم كلام را شرح ميدهيم . پايه‌هاى جدال كلامى عبد الرزاق لاهيجى در مقدمه شوارق الالهام گويد : مردم صدر اسلام و اصحاب و صحابه در زمان حضرت رسول از بركت مصاحبت با او و يا نزديكى به زمان او و شنيدن اخبار و روايات از زبان وى و مشاهدهء آثار و وقايع و قلت خلاف و اختلاف و سهولت مراجعت مردم به مردم موثق و مورد اعتماد ، بىنياز از تدوين احكام بودند و بىنياز از ترتيب ابواب و